الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

218

شرح كفاية الأصول

متواتر نيز بحثى نمىباشد و همه قائل به حجّيت آن هستند . و امّا اجماع منقول به خبر واحد محلّ بحث واقع شده كه آيا حجّيت دارد يا نه ؟ مصنّف مىفرمايد : اين اجماع ، نزد بسيارى از كسانى كه قائل به حجّيت خبر واحد هستند ، حجّت است ، زيرا اجماع منقول به خبر واحد نيز از افراد و خانوادهء خبر واحد ، به شمار مىآيد ، به اين بيان : با خبر واحد ، چيزهاى مختلفى نقل مىشود ، به طورى كه : 1 - گاهى نقل ، مربوط به « حكم » است ، مانند : وجوب نماز جمعه كه مثلا به واسطه خبر زراره از امام عليه السّلام نقل شده است . در اين صورت بين حكم وضعى و تكليفى ، و حكم الزامى و غير الزامى تفاوتى نمىباشد . 2 - گاهى نقل ، مربوط به « موضوع » مىباشد ، مانند اينكه زيد ، از عدالت يا شجاعت عمرو ، خبر مىدهد . گاهى « اجماع » نيز به عنوان يكى از موضوعات ، مورد نقل قرار مىگيرد ، يعنى يكى از موضوعاتى كه خبر واحد از آن اخبار مىكند ، اجماع است . مثل اينكه سيّد مرتضى براى ما نقل مىكند كه فلان مسئله ، اجماعى است . پس اجماع منقول ، از سنخ خبر واحد است ، زيرا فرض شده كه واحد ثقه و عادلى ، از اجماع در يك مسئله فقهى خبر داده است ، چنان‌كه گاهى از موضوعات ديگر ( مانند : عدالت ، شجاعت و . . . ) خبر مىدهد . بنابراين بحث از حجّيت اجماع منقول به خبر واحد ، از صغريات مسئله حجّيت خبر واحد ، محسوب مىشود ، و به‌همين‌جهت بسيارى از كسانى كه خبر واحد را حجّت مىدانند ، به حجّيت اجماع منقول نيز از باب ظنّ خاصّ ( نه ظنّ عامّ ) معتقد شده‌اند . نتيجه اين شد كه بحث ما در اجماع منقول به خبر واحد ، يك بحث صغروى است ( زيرا بحث از كبراى كلّى كه آيا خبر واحد ، حجّت است يا نه ، خواهد آمد ) يعنى بحث